جنبش سبز مردم ایران پرتوان و پیگیر راه خود را طی میکند و رژیم کودتائی ولایت فقیه را دچار بحران مطلقأ بی سابقه ای کرده است. این نه ادعای من و شماست بلکه مستند به گفته ها و تأئید همین کودتاگران است که در 31 سال حیات نامبارک این رژیم همانندی برای مخالفت مردم با خودشان سراغ ندارند.

بزرگ ترین دست آورد این جنبش فعال، عینی، علنی و فعال  شدن مخالفت مردم با روحانیون حاکم و گماشته های آنان است . در کنار آن و به عنوان نتیجه حضور و فعال شدن مردم، شکاف بی سابقه ای را میبینیم که در مرکز ودرون حاکمیت بوجود آمده و مانند موریانه از درون آن را میخورد.

کار ما مردم ایران بزرگ است و بسیار تاریخ ساز! چرا که ایرانیان اولین مردمی از میان مردمان کشورهای مسلمان نشین جهان هستند که به تندروی اسلامی پشت کرده و دروغین بودن سراب عدل یک دولت دینی را در گوش یک میلیارد و دویست میلیون مسلمان جهان فریاد میزنند!

در این میان؛امید بستن به نتایج فوری و سرمایه گذاری فکری کردن روی سرنگونی بسیار کوتاه مدت رژیم کودتا،  به همان سرعتی که مردم را امیدوار میسازد، آنان را ناامید میکند.

آیه یأس خواندن که دیدید این شد و آن نشد، دیدید که رژیم همین امروز سرنگون نشد پس نتیجه بگیرید که برای همیشه ماندنی است ترفند های رسوای حرامزاده های سیاسی مانند حسین شریعتمداری است که از همین امشب در کیهان دزدیده شده از مردم خواهید خواند.

در » بالاترین» و دیگر سایت های مردمی، گماشته های فکری سرتیپ بازجو حسین شریعتمداری نباشیم!

خدایار آفام

وکیل دادگستری

22 بهمن ماه 1388

Advertisements

» کلوتیلد ریس » دحتر جوان فرانسوی این روزها در زندان اوین در بند است.

او همین چند روز پیش و در اوین 24 سالگی اش را » جشن » گرفت.

سعید مرتضوی دادستان انقلاب اسلامی تهران و شکنجه گران اوباش هم کاسه او مدعی اند که » کلوتیلد» جاسوس فرانسوی است.

برنارد کوشنر وزیر امورخارجه فرانسه در پاسخ به آنها گفت فرانسه جاسوس 24 ساله به جائی نمی فرستد.

راستی چرا کلوتیلد به ایران آمد؟

» کلوتیلد» در کودکی مادرش را از دست داد و در شمال فرانسه، محل تولد و زندگیش، به دایه ای ایرانی سپرده شد که از همان کودکی او را به زبان فارسی و لالائی های آن آشنا کرد. کلوتیلد بتدریج زبان فارسی را آموخت و به ایران علاقمند شد .

او به ایران آمده بود چون به گفته دوستانش ایران را وطن دوم خود میدانست.

او در دانشگاه صنتعتی اصفهان مدرس زبان فرانسه بود و قرار بود در اولین روزهای ماه تیر از فروگاه تهران به فرانسه بازگردد. در فرودگاه او را به اتهام » جاسوسی » دستگیر کردند. سند اتهام او ایمیلی است که او در ارتباط با تظاهرات مسالمت آمیز مردم برای دوستانش ارسال کرده بود

در سایت:

http://clotildereiss.org/

که برای حمایت از او و اقدام برای آزادی او از زندان جمهوری اسلامی تآسیس شده متن ایمیلی که بنا به ادعای دژحمیان جمهوری اسلامی برای » جاسوسی» فرستاده بود منتشر شده است.

متن ترجمه شده ایمیل مستند جاسوسی کلوتیلد ( و متن فرانسوی آن) را برای قضاوت شما در اینجا می آورم. در ایران » دادگستری» نداریم، این من و شما هستیم که باید قضاوت کنیم.

متن ایمیل » کلوتیلد ریس» به دوستان فرانسوی اش در رابطه با ایران به شرح زیر است:

«سلام به همه،

من از تهران برای شما مینویسم تا بگویم با وجود بحران سیاسی کنونی ایران اوضاع من خوب است و دلیلی وجود ندارد که شما برای من نگران باشید. هم من محتاط هستم و هم اینکه نباید فراموش کرد که خشونت تنها متوجه تظاهرکنندگان است.

درک وضعیت موجود کار مشکلی است. ازسوئی خشونت های شدید دو روز اول را باید در نظر گرفت که بمنظور سرکوب تظاهرکنندگان معترض به نتایج انتخابات انجام شد و بواسطه همین اعمال زور و خشونت از وسعت اعتراضات در بسیاری از شهرها کاسته شد .اما در همین حال مقاومت مداوم مردم بخصوص در تهران  سامان یافته و قوی تر شد و هر روز بیش از یک میلیون نفر از مردم بین ساعات 15 تا 20 تظاهرات میکنند و پلیس هم از روی ناچاری کاری به کار آنها ندارد. از سوی دیگر جنگ قدرتی هم که وجود دارد بیشر جنگ درون کاخها [ مراکز حکومتی) است که بدور از مردم درحال انجام است.  به این جهات پیش بینی آنکه وضعیت موجود چه بازتابی در آینده کشور خواهد داشت کار مشکلی است.

برای شما چند عکس از ایران میفرستم تا ابعاد اعتراضاتی را که دو روز گذشته شهرهای ایران را فرا گرفت متوجه شوید. رنگ سبز سمبل موسوی کاندیدای  مورد توجه مردم است که حق او در انتخاباتی که بیشترین میزان مشارکت مردم از زمان پیروزی انقلاب اسلامی را داشت، پایمال شد.

اولین لینک در رابطه با دانشگاهی است که در آن تدریس میکردم. دیدن عکسهائی که در این لینک میبیند کار مشکلی است اما مایلم  شما عکسها را ببینید تا رنجی را که دانشجویان مرتبط با من  تحمل کردند درک کنید. در این عکس ها هم  پیامدهای این اعتراضات برای دانشجویان را خواهید دید و هم بیرحمی پلیس را. 2 روز پس از انتخابات دانشگاه خالی شد، دانشجویان به خانه هایشان فرستاده شدند. همین کار در اکثریت دانشگاهها انجام شد و درسها بروال سالانه  تا ماه سپتامبر تعطیل شدند.

http://daneshgah-sanati-esfehan.blogspot.com/

برای اینکه متوجه شوید اعتراضات به نحو مسالمت آمیز انجام شدند در زیر لینک عکسهای تظاهرات روز دوشنبه تهران را برایتان میفرستم. در مقابل حجم جمعیت پلیس کار زیادی نمی توانست انجام بدهد. جمعیت در سکوت به مدت 5 ساعت در پایتخت تظاهرات کردند و احساساتشان بسیار قوی بود، عکس ها همین احساسات را نشان میدهند. متاسفانه در پایان، تظاهرات بواسطه میلیشاهای بسیجی به انحراف کشانده شد و 7 نفر در آن جان باختند.

http://irantodaynews.mihanblog.com/post/10

تظاهرات های دیگری شبیه به تظاهراتی که نوشتم هر روز در جریان است. امید باید داشت که که این تظاهرات با سرکوب و حشونت مواجه نشوند . متاسفانه تظاهرات دیروز و امروز بعد از ظهر سرکوب شدند. باید منتظر بود و دید امشب چه خواهد شد.

در پایان این آخرین لینکی که برایتان میفرستم برای آنهائی است که کنجکاوترند و بدنبال عکس های موثر تری هستند. گمان میکنم این دسته عکسها را آسانتر تحمل خواهید کرد:

http://marge-eshgh.mihanblog.com/post/179

با ابراز دوستی ام به همه شما

کلوتیلد»

متن به زبان فرانسه ایمیل » کلوتیلد» به شرح زیر است:


Bonjour à Tous,

Je vous écris de Téhéran pour vous dire que tout va bien pour moi malgré la crise politique qui touche le pays. Vous n’avez pas de raison de vous inquiéter de mon sort. Non seulement je suis prudente mais surtout les violences ne touchent que les manifestations.

La situation est difficile à comprendre. D’abord des fortes violences les deux premiers jours pour réprimer les manifestations de contestation des résultats du vote. Puis, apaisement (imposé par la force dans beaucoup de villes) mais aussi résistance continue qui s’organise et se renforce, et de manière la plus incroyable à Téhéran. Tous les jours, plus d’un million de personnes manifeste entre 15h et 20h. La police laisse faire car ne peut rien faire ou veut bien laisser faire. La guerre de pouvoir semble plutôt être une guerre de palais qui se joue loin du peuple. Difficile de s’avoir ce que cette situation pourrait apporter de bien pour l’avenir proche du pays.

Je vous envoie quelques images d’Iran pour vous montrer l’ampleur des protestations dans les villes d’Iran ces deux derniers jours. La couleur verte est le symbole du candidat favori Moussavi qui s’est fait voler les élections qui ont connu le plus fort taux de participation depuis la Révolution islamique.

Le 1er lien concerne l’université où j’ai enseigné. Les images sont dures mais je tiens à montrer ce qu’on subit les étudiants que j’ai pu fréquenter. On y voit les résultats de la contestation des étudiants dès le soir du vote et l’annonce des résultats. On voit aussi la répression féroce de la police. 2 jours après le vote, l’université est vidée, les étudiants sont renvoyés chez eux. C’est le cas de la majorité des universités qui ferment ou annulent les cours jusqu’en septembre.

http://daneshgah-sanati-esfehan.blogspot.com/

Pour vous montrer aussi que ces contestations parviennent à se faire de manière pacifique, voici les images de la manifestation de lundi à Téhéran. Face à la foule, la police n’a rien pu faire et a laissé faire! Une foule silencieuse a défilé pendant plus de 5 heures dans la capitale. L’émotion était très forte, les images aussi. Malheureusement, la fin de manifestation a dégénéré face aux milices Bassijis qui ont fait 7 morts.

http://irantodaynews.mihanblog.com/post/10

Des manifestations du même type sont appelées à se dérouler tous les jours. Espérons qu’elles continuent à ne pas être réprimées violemment. C’était le cas hier et cet après midi. Reste à voir comment se passera la nuit.

Enfin un dernier lien, pour les plus curieux et ceux qui aiment les images sensationnelles. J’imagine que c’est le genre d’images que vous pouvez voir plus facilement.

http://marge-eshgh.mihanblog.com/post/179

Mes amitiés à vous tous.

Clotilde

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در حاشیه: زمانی که این ایمیل را میخواندم یاد خبری افتادم که اواخر خرداد امسال در سایت » خبرگزاری رسا» خوانده بودم

حجت الاسلام سید مهدی باقری رییس فرهنگستان علوم اسلامی گفت: نقطه قوت دولت نهم ایجاد جنگ با کفر و پرچمداری این جنگ است!

در اینجا:

http://www.rasanews.ir/Nsite/FullStory/?Id=6085

ارنست رنان متفکر و پژوهشگر فرانسوی قرن نوزدهم ( 1892ـ 1823) مینویسد:

«همه کسانی که به آفریقا یا مشرق زمین سقر کرده اند، از تنگ فکری مومنان واقعی حیرت کرده اند (1)… وقتی اسلام در عوام الناس رخنه کرد و آنها را عمیقأ مومن ساخت، همه چیز را نابود کرد، ارعاب مذهبی و ریاکاری رواج کامل یافت. اسلام در هنگام ضعف، همیشه داعیه ی آزادیحواهی داشته، و بر اریکه قدرت همیشه دست به خشونت زده است(2)… اسلام بر هر سرزمینی سایه گسترانده است راه تربیت عقلانی ذهن بشر را کور کرده است (3)«

ارنست رنان ترجمه رامین کامران، ایرانشناسی سال اول شماره 4، زمستان 1368، صفحه 728

2ـ همانجا صفحه 736

3ـ همانجا صفحه 737

هک کردن » بالاترین» را اگر هم بخواهیم خوشباور باشیم و نگوئیم که کار حکومت اسلامی ایران بود، ولی نمی توان منکر شد که آرزو و خواسته مسلم رژیم اسلامی است.

جمهوری اسلامی مطلع شدن مردم ایران از اخبار را حق مردم نمی داند و بلکه امتیازی برای مردم میشمارد.

حکومت چون » الهی و آسمانی » است و نه » زمینی» پس مطلع شدن مردم از اخبار در نظام اسلامی تنها زمانی لازم است که مصلحت نظام الهی در کار باشد و نه مصلحت مردم. به بیانی دیگر، خبر رسانی در نظام مذهبی تنها به این منظور انجام میشود که مردم از طریق شنیدن خبر ها به » وظیفه و تکلیف» خود آشنا شده و به آن عمل کنند. برای مثال خبر برگزاری نماز جمعه یا فلان راهپیمائی از پیش به مردم داده میشود تا مردم در آن مراسم حضور پیدا کرده و به وظیفه و تکلیف خود عمل کنند. بعد از برگزاری فلان مراسم هم خبر آنرا میدهند تا ما بدانیم چه راهی را جلوی پای ما میگذارند و چه تصمیمی برای ما گرفته اند تا عمل کنیم .

اما اگر حکومت زمینی باشد اطلاع پیدا کردن از تمامی اخبار حق مسلم تک تک مردم است چرا که در یک حکومت زمینی تنها همین مردم هستند که صاحبان واقعی کشورند. در یک حکومت دموکراتیک این مردم هستند که از طریق رأی دادن هایشان نمایندگان خود را برای دوره های مشخص و محدود انتخاب میکنند و به آنها وکالت و نمایندگی میدهند که از سوی آنها کشور را اداره کنند.

در هزاره سوم میلادی، از آنجا که مردم حق دارند برگزیدگان خود را برای اداره کشور تعیین ( یا برکنار) کنند پس حکومت نمیتواند » الهی» باشد و یا » موروثی». سید علی خامنه ای که خود را نماینده خدای آسمانها بروی زمین میداند یا شاهان ایرانی که مدعی مشروعیت خود از راه توارث بودند، هیچ زمان حقوق اساسی و انسانی مردم ایران را به رسمیت نشناختند. تاریخ ایران گواه بر این است که حکومت های » مذهبی» یا «موروثی» در ایران همواره حقوق انسانی و اجتماعی سیاسی مردم ایران را پایمال کرده و دست به شکنجه و اعدام و تقلب در انتخابات و دزدی و فساد زده اند.

در زمان انقلاب مشروطیت که اندیشه دموکراسی در ایران قالب های خود را جستجو میکرد » مطبوعات» ( یا «رسانه های جمعی» به زبان امروز) را رکن چهارم مشروطیت نام گذاشتند. رکن چهارم یعنی رکنی جدای از قوای مجریه، مقننه و قضائیه کشور. » مطبوعات » را رکن چهارم مشروطیت مینامیند که آنها نه محصور در قوای سه گانه کشور باشند و نه هرگز و فراتر از آن تحت تأثیر آنها.

تنها مطبوعات و رسانه های جمعی مستقل از حکومت ها هستند که میتوانند حق » مطلع شدن» مردم را ادا کرده، صدای مردم را به گوش همدیگر رسانده و «خرد جمعی» بیافرینند.

در ایران، بجز در برش های تاریخی استثنائی، مانند زمان برکناری رضاشاه و مهمتر از آن در زمان حکومت ملی مصدق، مطبوعات از قدرت جدا نبوده اند و بلکه در زیر تیغ آن سانسور شده اند یا دست به خود سانسوری زده اند. این مشکل همچنان ادامه دارد و حق » مطلع شدن» را از مردم ایران میگیرد.

اما همانگونه پیش از در باره هک بالاترین نوشتم، زمانه عوض شده است. ما ایرانیان و همه مردم جهان در عصری که زندگی میکنیم که اینترنت و ماهواره، مرزهای جغرافیائی را شکسته و حصار های زمینی حکومت های استبدادی را خلل پذیر کرده اند . در عصر انفجار اطلاعات از طریق اینترنت و ماهواره، آب به خوابگاه دیکتاتورها ریخته شده است و دیگر نمی توانند با توقیف روزنامه ای و بستن تلگرافخانه ای و یا چاپار خانه ای مردم را در بی خبری مطلق نگاه دارند.

اینترنت به مردم ایران این امکان را داده است که اگر «بخواهند» مطلع شوند، «بتوانند» از اخبار کشورشان که حکومت مانع پخش آنهاست با خبر شوند.

و در این راه، » بالاترین » یک پنجره بزرگ به سوی آگاهی یافتن مردم از اخبار ایران و جهان است. هک شدن بالاترین و کمبود چند روزه آن اهمیت بالای نقشی را که بزرگترین جامعه دموکراتیک مجازی ایران در این راه اجرا میکند، نشان داد.

بالاترین را مدیران با همت آن راه انداخته و نگهداری میکنند، ولی این گروهی از » مردم» ایران هستند که آنرا میچرخانند.

بیش از این هم گاه » بالاترین » را » خبرگزاری مردم » نامیده بودند. این چند روزه که » بالاترین » نبود دیدیم که » خبرگزاری مردم» تعطیل بود و هزاران ایرانی کمبود آن را با جان و دل خود حس کردند.

پیشنهاد این است؛ به بالاترین به مناسبت نقش واقعی آن نام دومی داده و در زیر سرتیتر آن نام » خبرگزاری مردم» اضافه شود!