از روز 29 شهریور 1359 که جنگ ایران و عراق با تهاجم نیروهای عراقی به ایران آغاز شد تا 29 مرداد 1367 که در مرزهای دو کشور مقررات آتش‌بس به اجرا گذاشته شد، میتوان دو نقطه عطف مهم را برای این جنگ 8 ساله بر شمرد.

اولین نقطه عطف، که در این نوشته بیشتر به آن خواهیم پرداخت، در روز 3 خرداد سال 1361 که روز آزادسازی خرمشهر توسط نیروهای نظامی ایران بود رقم خورد. نقطه عطف دوم، 6 سال بعد، در روز 29 تیر 1367، محقق شد. در این روز آیت الله خمینی طی پیام غیرمنتظره ای ضمن اعتراف به اینکه» ارتش اسلام به این زودی‌ها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد» قطعنامه شماره 598 شورای امنیت سازمان ملل را در مورد برقراری فوری آتش بس میان دو طرف جنگ را مورد پذیرش قرار داد و این تصمیم را معادل نوشیدن جام «زهر کشنده » توصیف کرد.

در این فرصت نگاهی خواهیم انداخت به ابعاد کمتر مطرح شده اولین نقطه عطف جنگ ایران و عراق در خرداد ماه سال 1361 :

شهر خرمشهر که در چهارم آبان 1359 به اشغال نظاميان عراقی درآمده بود،19 ماه بعد در روز 3 خرداد 1361 از اشغال نیروهای عراقی آزاد شد. در این روز نیروهای نظامی ایران توانستند بدنبال نزدیک به 2 سال جنگ، برای نخستین بار ایران را از نظر نظامی از موضع دفاعی خارج ساخته و شرایط سیاسی جنگ را هم، در آن مقطع خاص، به نفع ایران متحول سازند.

بدنبال این پیروزی نظامی ـ سیاسی، صدام حسین در 20 خرداد آمادگی خود را برای عقب نشینی کامل نیروهای عراقی تا مرزهای دو کشور اعلام کرد و تا 30 تیرماه 1361 همه نیروهای نظامی عراقی تا مرزهای شناخته شده بین المللی بین دو کشور عقب نشینی کردند.

در همین روزها پیشنهادهای متعددی نیز برای برقراری آتش بس و گاه برای تامین حسارات ایران از سوی جامعه جهانی به مقامات جمهوری اسلامی ایران ارائه شد اما هیچیک مورد پذیرش مقامات جمهوری اسلامی ایران قرار نگرفت.

سران کشورهای عربی در گردهمائی شان در شهریور سال 1361 در شهر فض مراکش به حمهوری اسلامی ایران پیشنهاد دادند که آتش بس را بپذیرد و در مقابل برای جبران خسارات جنگی اعراب حاضر خواهند بود ۱۰۰ میلیارد دلار به دولت اسلامی ایران  پرداخت کنند. پرداخت این مبلغ کلان به دولت ایران نه تنها امکان بازسازی فوری مناطق جنگی را فراهم میکرد بلکه میتوانست نقطه ی شروعی باشد برای آبادسازی تمامی کشور. لازم به یادآوری است که در سال 1361 درآمد ایران از محل صادرات نفت کمتر از 20 میلیارد دلار در سال بود.

در آن روزها و هفته ها، جهان شگفت زده ماند که چرا حکومت اسلامی ایران پیشنهاد بسیار سخاوتمندانه کشورهای عربی را رد کرده و حاضر به پایان پیروزمندانه جنگ به نفع ایران نمیشود.

سئوال بسیار مهم این است که براستی چرا دولت اسلامی ایران این فرصت طلائی را از دست داد؟. پاسخ به سئوال مهم را در پاسخ به چند سئوال مشخص تر میتوان یافت:

سئوال اول: آیا پیشنهاد های کشورهای عربی برای جبران خسارات ایران واقعی بوده و به مقامات جمهوری اسلامی ایران داده شدند ولی مقامات حکومت اسلامی آنها را رد کردند؟ به کدام دلایل؟

سئوال دوم:   سران جمهوری اسلامی برای رد پیشنهاد آتش بس و عدم پذیرش غرامات جنگی عملأ چه روش هائی را به کار بردند؟

سئوال سوم: و نهایتأ این سئوال بسیار مهم مطرح میشود که انگیزه واقعی سران حمهوری اسلامی ایران برای رد این پیشنهادهای جبران خسارت برای رفع خرابی های جنگ ( خرابی هائی که امروز هم که 21 سال از پایان جنگ میگذرد همچنان باقی است) چه بود؟

در این نوشته کوشش میشود تنها متکی به مستندات واقعی و معتبر (که اکثرأ نقل از مقامات درون رژیم اسلامی است)، به این سئوالات پاسخ داده و قضاوت در مورد این مستندات را به خوانندگان بسپارم:

سئوال اول: آیا پیشنهاد های کشورهای عربی برای جبران خسارات ایران واقعأ وجود داشتند؟ به کدام دلایل؟

برای پاسخ به این سئوال نگاهی به چند سند از درون رژیم اسلامی در مورد پیشنهادهای پرداخت غرامتهای جنگی به جمهوری اسلامی بیندازیم:

  • سایت «بازتاب» در تاریخ 12 فروردین 1384 مصاحبه ای با علی اکبر ولایتی وزیر خارجه سالهای جنگ ایران و عراق منتشر کرد که طی آن ولایتی چنین گفت:

«اولين پيشنهاد مشخص به ما درباره آتش‌بس و دريافت غرامت از طرف حبيب شطي، دبيركل وقت كنفرانس اسلامي داده شد.

شطي به تهران آمد و به ما پيشنهاد كرد كه مي‌تواند با مذاكره با دولت‌های ثروتمند عربی حامی عراق در جنگ براي ما غرامت بگيرد. رقم پيشنهادي شطی ده ميليارد دلار بود كه در مقابل ما گفتيم، اصل بحث را قبول داريم، اما اين رقم مورد پذيرش ما نيست و بايد درباره مبلغ آن مذاكره كنيم.

در همين دوره آقاي بندري، معاون وزير خارجه هند هم مذاكرات مشابهي به عنوان ميانجي براي تعيين غرامت داشت و غرامت مورد مذاكره با وي حدود سي تا پنجاه ميليارد دلار بود. اما نه آقاي شطي به ما پاسخ مشخصي داد و نه آقاي بندري در واقع هيچ مقام مسئولي به ما هيچ پيشنهاد مشخصي نداد و بحث‌ها بيشتر در حد مذاكرات اوليه باقي ماند. خود آقاي شطي هم از نظر حقوقي نمي‌توانست هيچ تعهدي به ما بدهد. او گرچه دبيركل سازمان كنفران اسلامي بود، اما نه وزير خارجه بود، نه معاون وزير خارجه. بنابراين نمي‌توانست از طرف دولت‌هاي عربي حتي همان مبلغ ناچيز ده ميليارد دلار را كه يك‌دهم برآورد آقاي ابوفرج كارشناس سوماليايي سازمان ملل است، تضمين كند. اين كارشناس خسارت ايران در جنگ را صد ميليارد دلار برآورد كرده بود هرچند جمهوري اسلامي معتقد است اين رقم نيز واقعي نيست و خسارت ايران در جنگ بالغ بر هزار ميليارد دلار است.»

  • محسن رضايی فرمانده سپاه پاسداران در زمان جنگ چنین می گويد: «آمريكا پس از فتح خرمشهر، خواهان توقف جنگ، بدون انتخاب برنده اصلی بود. خب ايران به دنبال مسائل ديگری بود… بنابراين كشور ما پس از فتح خرمشهر، تحت فشار قرار گرفت كه آتش بس را بپذيرد… معلوم نبود شرايط «نه جنگ و نه صلح» چه موقع پايان مي پذيرفت… ما فريب اين ترفند را نخورديم و چون نيروهاي آماده ای در اختيار داشتيم، قصد نداشتيم فرصت را از دست بدهيم» (سایت بازتاب 1 مرداد 1382)

  • آیت‌الله منتظری، که در آن زمان نفر دوم نظام جمهوری اسلامی بود، درباره حوادث جنگ پس از آزادسازی خرمشهر و امکان دریافت غرامت های جنگی چنین میگوید:

«وقتي كه خرمشهر را فتح كرديم و اينها را بيرون رانديم احساس كرديم كه نيروها بخصوص ارتش انگيزه داخل شدن در خاك عراق را ندارند، خودشان مي‎گفتند: ما تا حالا جنگ كرديم كه دشمن را از كشورمان بيرون كنيم ولي حالا اگر بخواهيم در خاك عراق برويم اين كشور گشايي است و انگيزه نداشتند، روي همين اصل هم من همان وقت پيغام دادم كه هر كاري مي‎خواهيد بكنيد حالا وقتش است و حمله كردن به عراق درست نيست، آن روز حسابي براي غرامت به كشور ما پول ميدادند و منت ما را هم ميكشيدند و شرايط آماده بود، ولي آقايان فكر مي‎كردند كه الان مي‎رويم عراق را مي‎گيريم، صدام را نابود مي‎كنيم . ولي خوب رهبري با امام بود و نظر ايشان مقدم بود. ما بعد از فتح خرمشهر مرتب شهيد داديم، مرتب از طرفين كشته شد، كاري هم از پيش برده نشد. بعد از فتح خرمشهر هشت نفر از سران كشورها آمدند پشت سر امام در تهران نماز خواندند، ياسرعرفات بود، احمد سكوتوره بود، ضياء الحق بود،اينها اصرار داشتند كه امام جنگ را پايان بدهند ولي امام قبول نكردند، همان وقت اگر وساطت آنها قبول شده بود ما در موضع بالا بوديم و ميتوانستيم خسارت بگيريم و عراق را محكوم كنيم، ولي متاسفانه آن فرصت را از دست داديم.»[ خاطرات آیت‌الله منتظری،ج1،صفحات 589-591]

آیت الله منتظری در جای دیگری از خاطرات خود مینویسد: » پس از فتح خرمشهر به دفتر ايشان [ آیت الله خمینی ] پيغام دادم كه ارتش انگيزه ورود به خاك عراق را ندارد و به علاوه ما را متجاوز به حساب مي‎آورند و تجاوز از هر كه باشد محكوم است، پس بجاست مقدمات صلح فراهم گردد؛ اين در حالي بود كه كشورهاي عربي زياد بر صلح اصرار داشتند و حاضر بودند خسارتهاي ايران را تا اندازه اي جبران نمايند. پس از پيغام من، شنيدم برخي گفته بودند فلاني بوي دلار به مشامش خورده است.«[ خاطرات آیت‌الله منتظری،ج1، 667-668]

  • بعدها مهندس عزت‌الله سحابی که در آن زمان نماینده مجلس شورای اسلامی بود در این ارتباط میگوید:

«زمان فتح خرمشهر در مجلس بودم، رفتم نزد آقاي هاشمي براي تبريك اين فتح كه بسيار بزرگ بود. گفتم ما شنيديم، مي‌خواهيد به داخل خاك عراق برويد. من احساس نگراني مي‌كنم. ما مهاجم مي‌شويم، عراقي‌ها مدافع. اين جريان، انقلاب را بدنام مي‌كند. مي‌گويند انقلاب كردند، براي كشورگشايي، سوم، اينكه به عنوان قدرت مطرح مي‌شويم و همه عليه ما متحد مي‌شوند و به عراق كمك مي‌كنند. چهارم، ادامه روند جنگ روي مسائل داخلي ما اثر مي‌گذارد. اين تأثير همه جنگ‌هاست كه بر داخل اثر مي‌گذارد. پنجم، كشورهاي عربي پيشنهاد كردند، ما پنجاه ميليارد دلار در صندوق مشترك مي‌ريزيم براي بازسازي ايران و عراق به نسبت دو به يك، اين مبلغ را تا 75 ميليارد دلار افزايش دادند. آقاي هاشمي گفت: اينها درست است، ولي صدام مارمولك است و به او اعتماد نيست، يك ريشي از او بايد مثل بصره و بغداد گرو بگيريم تا بيايد پاي ميز مذاكره. يك جاي مهمي بگيريم و ديگر بايستيم و جلو نرويم».(سایت بازتاب 13 دی 1383)

  • هاشمی رفسنجانی که در آنزمان ریاست مجلس شورای اسلامی را به عهده داشت و سخت مورد اعتماد آیت الله خمینی بود در یادداشت روز 8 اسفند 1360 خود چنین مینویسد :

« دیشب در جلسه شورای عالی دفاع شركت كردم، گزارش جبهه ها و بحث درباره تهیه مهمات ضروری و پیشنهادات پالمه بود. خروج عراقی ها از خاك ایران را پذیرفته، مذاكره درباره مرزها منجمله اروندرود می خواهد و حضور نیروهای ناظران بین المللی در مرزها و پرداخت غرایم جنگی به دو طرف از طرف دولتهای داوطلب ». («عبور از بحران»، ص 496)

هم او در تاریخ 15 اسفند 1360 چنین می نویسد: «ظهر و عصر ملاقاتهایی داشتم. ناخدا افضلی آمد راجع به مین گذاری و مین روبی توضیحاتی داد. او اطلاع داد كه وابسته نظامی ایتالیا گفته، كشورهای نفت خیز منطقه مایلند 60 میلیارد دلار خسارت جنگ را از طرف صدام به ایران بدهند». («عبور از بحران»، ص 500)

سئوال دوم: سران جمهوری اسلامی برای رد پیشنهاد آتش بس و عدم پذیرش غرامات جنگی عملأ چه روش هائی را به کار بردند؟

آیت الله هاشمی رفسنجانی مرد قدرتمند حکومت اسلامی که در آن زمان نماینده آیت الله خمینی در شورای عالی دفاع و سخنگوی آن بود در این باره چنین میگوید:

«قرار بود در نخست وزیری با آقای ضیاء الرحمن رئیس جمهور بنگلادش و حبیب شطی (نمایندگان هیأت میانجی صلح كه به ایران آمده بودند) ملاقات كنیم كه نرفتم. بعداً معلوم شد، آنها هم نیامده اند. زیرا توقع داشته اند، این ملاقات در هتل یا خانه سفیرشان انجام شود و آقای رجایی (نخست وزیر) موافقت نكرده اند و از طرف ما به آنها بی اعتنایی شد … آنها تقاضا كرده بودند كه با من، آقای رجایی و آقای بهشتی ملاقات كنند». (یادداشت های روزانه آقای رفسنجانی، روز 12 اردیبهشت 1360، ص 108، كتاب «عبور از بحران»)

سئوال سوم: نهایتأ این سئوال بسیار مهم مطرح میشود که انگیزه واقعی سران حمهوری اسلامی ایران برای رد این پیشنهادهای جبران خسارت برای رفع خرابی های جنگ ( خرابی هائی که امروز هم که 21 سال از پایان جنگ میگذرد همچنان باقی است) چه بود؟

  • پیش از همه ببینم آیت الله خمینی رهبر عقیدتی و سیاسی حکومت اسلامی در این باره چه میگوید:

«مصالحه با جنایتکار و سازش با جنایتکار، این یک جنایتی است بر مردم متعهد و یک جنایتی است بر اسلام…هیچ مسلمی نباید خیال کند که بین اسلام و غیرمسلم باید صلح ایجاد شود»(جنگ تحمیلی، انتشارات دفتر نمایندگی سازمان تبلیغات اسلامی، اردیبهشت 63، ص122)

«خوشا به حال مجاهدان! خوشا به حال وارثان حسین(ع)! اذناب امریكا باید بدانند كه شهادت در راه خدا مسئله‌ای نیست كه بشود با پیروزی یا شكست در صحنه‌های نبرد مقایسه شود. مقام شهادت، خود اوج بندگی و سیر و سلوك در عالم معنویت است. نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بكشانیم كه بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهای دیگر آزاد شد. تمامی اینها خیالات باطل ملی‌گراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است. ملی‌گراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده كردن اهداف بین‌الملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است. ما می‌گوییم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملكت با كسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفیع كرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم. ( صحیفه امام، ج. 21 صفحه 81)

«جنگ را تا از بین‌ رفتن حزب بعث ادامه خواهیم داد، این جنگ تا پیروزی ادامه خواهد یافت و کسانی که با جنگ مخالفند، خلاف رضای خدا است.»( سخنرانی خمینی، 4 فروردین 1365)

«تب جنگ در کشور ما جز به سقوط صدام نخواهد نشست و انشاالله تا رسیدن به این هدف فاصله چندانی نمانده است و اکنون که به مرز پیروزی مطلق رسیده‌ایم، صدام و جهان‌خواران صلح‌طلب شده‌اند.»( پیام خطاب به زائران حج، 7 مرداد 1366)

  • مجله پیام انقلاب ( ارگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ) شماره ۶۴ به تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۶۱ در مقاله ای تحت عنوان «رزمندگان اسلام از ورود به خاک عراق چه انگیزه هائی دارند؟»  پاسخ این سئوال را بخوبی و به روشنی داده است:

«آمریکا در نظر داشت که با برقراری صلح به خواستهای رفاهی مردم ما دامن زده و گروههای مفسد و محارب آلت دست خویش در سطح داخل ضمن تعریض بر حاکمیت خط امام با تکیه بر ضعف ها و کمبودهای طبیعی بعد از جنگ گروههای سیاسی وابسته را رشد داده و یا حداقل منابع اطلاعاتی و جاسوسی خویش را که در دوران جنگ تا حدود زیادی از دست داده بود، تکمیل کند.»

قضاوت را به عهده ی خوانندگان باید گذاشت!.

خدایار آفام

18 اردیبهشت 1388