براساس اخبار خبرگزاری های بین المللی، بمباران هوائی نوار غزه توسط نیروی نظامی اسرائیل تا این ساعت حداقل 280 کشته و 600 زخمی ( به نقل از سایت روزنامه لوموند نیمروز یکشنبه 28 دسامبر) بجا گذاشته است. اسرائیل هدف خود از حملاتی را، که دیروز شنبه 27 دسامبر آغاز کرده و همچنان ادامه میدهد، خنثی کردن موشکباران مناطق مسکونی اسرائیلی توسط نیروهای حماس اعلام کرده است. اسرائیل میگوید بمباران های هوائی ارتش این کشور تنها مراکز نیروهای نظامی حماس را هدف قرارمیدهد. اما برابر اخبار خبرگزاری ها و تصاویری که در دسترس قرارگرفته (و حتی توسط دولت اسرائیل نیز انکار نشده ) در این بمباران ها غیر نظامیان و از جمله تعدادی کودک کشته و زخمی شده و میشوند.

در این ساعات و روزها ما ایرانیان دچار هجوم تبلیغاتی عظیم و همه جانبه حکومت جمهوری اسلامی ایران در رابطه با این جنگ قرار گرفته ایم. در مورد برخوردهای نظامی در نوار غزه و نیز مداخلات جمهوری اسلامی ایران با این مخاصمه باید بر این نکات غیر قابل تردید در جهت منافع ملی مردم ایران پافشاری کرد:

· بمباران های هوائی اسرائیل محکوم هستند و نیز در کنار آن موشکباران مناطق مسکونی اسرائیل توسط حماس هم محکوم هستند.

· دخالت دولت اسلامی ایران در این مخاصمه و نیز در تمامی اختلافات و مخاصمات اعراب و اسرائیل محکوم است. ما ایرانیان قیم مردم منطقه و از جمله شیعیان لبنان و یا فلسطینی ها نیستیم. هیچ دلیلی وجود ندارد که ما ایراینان مدعی باشیم که صلاح لبنانی ها یا فلسطینی ها را بهتر از خود آنها تشخیص میدهیم.

· موجودیت کشور اسرائیل واقعیتی است غیر قابل برگشت و هیچ کس نه میتواند و نه درست است که بخواهد باصطلاح آنها را در دریا بریزد. فلسطینی ها و نیز مردمان کشورهای اردن، سوریه، مصر ولبنان که همسایه های اسرائیل هستند در حال مذاکره و یافتن راه حل های مسالمت جویانه برای همزیستی با دولت و مردم اسرائیل هستند. ما ایرانیان نه می توانیم و نه مجاز هستیم که اراده خودمان را به آنها تحمیل کنیم.

· صرف منابع مالی و ثروت ملی مردم ایران توسط دولت اسلامی ایران به رهبری آیت الله خامنه ای برای هر مقصودی، کمک به آتش جنگ یا کمک مالی، به سازمانها و یا دولتهای آن منطقه ( از جمله حماس، حزب الله لبنان و یا دولت سوریه) محکوم است و بدون رضایت وموافقت مردم ایران صورت میگیرد.

در فقه شیعه قاعده ای موسوم به «اکل میته» وجود دارد که بر اساس آن مؤمن در صورت دچار شدن به » اضطرار» میتواند عمل » حرام شرعی» را مرتکب شده و نه تنها مستوجب مجازات های آن دنیائی و یا این دنیائی عمل خود نباشد، بلکه عمل انجام شده «حلال» هم به حساب آید.

برای مثال؛ مردار خواری عملی شرعأ » حرام» است اما اگر به غذا دسترسی نباشد مؤمن برای رفع گرسنگی خود میتواند » اکل میته» کرده و گوشت جسد حیوان و حتی انسان مرده ای را بخورد.

لازم به یاد آوری است زمانی که در فقه شیعه از » اضطرار» در قاعده » اکل میته» بحث میشود، نباید تصور کرد که شمول این قاعده و «حلال» شدن یک «حرام» تنها در مورد شرایط اضطراری فقدان مواد غذائی است. بلکه فقه بر اساس قاعده » اکل میته » اجازه میدهد مؤمن در حالت اضطرار دروغ هم گفته و نه مجازات شود و نه عمل او عنوان دروغگوئی داشته باشد.

مستند فقهی این دروغ گوئی باصطلاح شرعی را فقها گفته ای از پیامبر اسلام  میدانند که در پاسخ ام کلثوم مى گويد: «ولم اءسمع يرخص فى شى ء مما يقول الناس ‍ كذبا الا فى ثلاث : الحرب و الاصلاح بين الناس و حديث الرجل امراءته و حديث المراءه زوجها» به این معنی: » نشنيده ام كه در آن چه مردم دروغ مى گويند، جز سه مورد جايز باشد: جنگ ، اصلاح ميان مردم و گفت و گوى مرد با زن خود و گفت و گوى زن با شوهر خويش» .( نقل از : یحيى بن شرف النووى ، شرح صحيح مسلم ، ج 10، ص 6633 و علامه مجلسى ، بحارالانوار، ج 72، ص ‍ 243.). به عبارت دیگر؛ اگر این حدیث فقه شیعه درست باشد، در سه مورد؛ اول: «جنگ»، دوم: «برای اصلاح میان مردم» و سوم: «به همسر خود» میتوان دروغ گفت بدون آنکه عمل حرام بوده و ممنوع شرعی محسوب شده باشد.

اما همین اصطلاح » اکل میته» میان مردم به نحو ساده تری به حکمت تبدیل شده که بزرگ مرد علی اکبر دهخدا در جلد دوم مجموعه » امثال و حکم » آنرا تحت عنوان » حلالش میکنم می خورم» به این صورت نقل کرده است:


» گویند شغالی خروس آخوندی را خفه کرده میبرد و آخوند در پی او میشتافت. رفیقش گفت :» بیهوده چه میدوی، خروس اینک میته و خوردن آن نارواست». آخوند گفت: » تو ندانی من خود شغال را نیز حلال کرده بخورم». شغال از پیش و شیخ بدنبال از آبادی دور شدند و نیمه شب شغال از رفتار [ رفتن ] باز ماند، شیخ او را با خروس بگرفت. البته گرسنگی بر او غالب و قریه دور و حفظ نفس واجب می نمود. آتشی بر افروخت و خروس را از راه اکل میته خورده و بجای بخفت . فردا نیز روز را به گرسنگی بسر برد و ضرورت اباحه محظور کرده شغال را نیز از باب حلیت اکل محرم کباب کرده به خروس ملحق ساخت!»

چه چه چهی خوش، از آن دور دست… می شنوی؟

به رغم آن همه کشته، به رغم آن همه مرگ

هنوز قمری خواناست در حوالی ما

«منصور اوجی»

اندیشناک ایستاده ام در سلول خویش

زندانی منم یا زندانبان آنسوی دیوار؟

میان ما تنها دیواری است

در این دیوار روزنه ای است

که او از آن تاریکی را میبیند

و من روشنائی را

» احمد مطر»

صمد بهرنگی مینویسد:

«مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید، اما من میتوانم زندگی کنم و نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم ـ که میشوم ـ مهم نیست. مهم این است که که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.»